برای یک زن زیاد مهم نیست شوهرش کجاست

همینکه بدونه به شوهرش خوش نمیگذره براش کافیه!

.

توی تیمارستان نوار نوحه میزارن،

.

همه پامیشن میرقصن بجز قلمراد،

.

میگن این حتما سالمه ! ازش میپرسن تو چرا نمیرقصی ؟

.

میگه : آخه من عروسم.


حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره

.
می بینه شده ۶۰۰ تومن !

.
می گه :‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم !


قلمراد یه پتو می خره که عکس دو تا پلنگ روش بوده

شب با تفنگ دولول میره زیر پتو !!!


معلم فلسفه یک صندلی می گذاره وسط کلاس

و به شاگردانش میگه : شما باید یک مقاله بنویسید

و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد !

یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش

و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره!

می دونید چی نوشته بوده ؟



نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!!!


زن اولی : این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده‌ هستند !

زن دومی : چی شده ؟

زن اولی :‌ مثلاً‌ این شوهر من ، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم

آخرش هم قبول نکرد که نکرد !

زن دومی : خوب چی رو داشتی براش توضیح می‌دادی ؟

زن اولی :‌ این که من آدم پر حرفی نیستم !!!


زن جوانی که اولین بچه اش را به دنیا آورده بود

به شوهرش میگه خوبه پوشک عوض کردن بچه رو امتحان کنی !

مرد میگه : من الآن کار دارم ، بعدی رو من انجام می دم

دفعه بعد که بچه خیس می کنه ، زنه به شوهرش میگه :

الآن می خوای پوشک عوض کردن بچه رو یاد بگیری ؟

مرده یه خورده نگاه می کنه بعد به زنش میگه :

منظورم پوشک بعدی نبود ، منظور بچه بعدی بود !!!


شاید باورت نشه ولی به اندازه دوتا چشمهام دوستت دارم

.

.

.از طرف موش کور


به قلمراد میگن برو استخر شیرجه بزن تو آب

بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن…

خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه

ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر…

بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا

رو می کنه به دوربین ، میگه :

می خوام سالاد درست کنم !!!

 

به قلمراد میگن برو استخر شیرجه بزن تو آب

بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن…

خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه

ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر…

بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا

رو می کنه به دوربین ، میگه :

می خوام سالاد درست کنم !!!

 به قلمراد میگن برو استخر شیرجه بزن تو آب

بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن…

خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه

ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر…

بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا

رو می کنه به دوربین ، میگه :

می خوام سالاد درست کنم !!!

 

قلمراد خواب می بینه ماکارونی می خوره

صبح که بیدار می شه می بینه کش شلوارش نیست !!!